# شعر

تولد

  در پیله‌ی تنهایی‌ام بودی خوابیده در ابریشم خام رویاها پرت دادم به باغ شانه‌هایم                  پروانه‌ام شدی
/ 3 نظر / 13 بازدید

خیس

کسی از شلوار خیس پاهای خیس چشم های خیس خاطره ندارد؟ کسی یادش می‌آید روزی، جایی، کسی هر بار شلوار می‌پوشد با پاهای خیس مواظب باشد تنش ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 7 بازدید

2 شعر

خون کنسرت جیرجیرک ها درحاشیه ی سبز شهر روی مسیر باریک پیشانی ام برگزار می شود چند چشمه قورباغه سنتور می زنند دماغم بوی شالی می گیرد دستم ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 6 بازدید
امروز سالمرگ شاعر محبوب من است. و این جهان به لانه ی ماران مانند است.
/ 6 نظر / 7 بازدید
  تمام پنجره ها را بسته ام پرده ها را کشیده ام لای درزها را پنبه چپانده ام هفت قفل انداخته ام به در... اما سوز ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 6 بازدید