# ایران

آخر قصه

چایی ام را که بخورم -با یک تکه شکلات تلخ- می روم تمامش یک مهمانی عصرانه ی کوتاه بود که ٣٢ سال طول کشید!
/ 11 نظر / 6 بازدید

2 شعر

خون کنسرت جیرجیرک ها درحاشیه ی سبز شهر روی مسیر باریک پیشانی ام برگزار می شود چند چشمه قورباغه سنتور می زنند دماغم بوی شالی می گیرد دستم ... ادامه مطلب
/ 4 نظر / 7 بازدید