هاها ها!

اولين باره که ديگه اصلا و اصلا و اصلا برام مهم نيست بقيه چی فکر می کنن.

زندگی کردن به شهامت نياز داره. به جسارت نياز داره. من برای اولين بار بدون اينکه بترسم دارم زندگی می کنم. من يک بار ؛فقط يک بار به دنيا می آم و اون يک بارو حق دارم به شيوه ی خودم و به ميل خودم زندگی کنم. من خوشحالم که به جای دروغ گويی( کاری که اکثر شما به عنوان روش جاری زندگی تون انتخاب کردين) سختی تهمتو به جون خريدم و راستی رو انتخاب کردم. من خوشحالم . خوشحالم که مثل اون برای اينکه خودمو خوب جلوه بدم دست به هر بازی ای نزدم... هر تهمتی نزدم.

من چندين سال تحمل کردم. همه ديدن که من چقدر ساده لوحانه سعی کردم همه چيزو خوب جلوه بدم. به خاطرش خودمو ناديده گرفتم. شايد به خاطر همينه که بعضی ها شوکه شدن و همه چيزو انداختن گردن من. اما از يه جايی به هعد حس کردم داره تمام ظرفيت ها و توانايی هام صرف يه کار بی سرانجام می شه. حالا درسته که مجبورم همه چيزو از صفر شروع کنم اما همينکه می تونم کار کنم و به در آمد کم خودم راضی باشم و در عوض هر روز بهم توهين نشه و به گناه و خطا متهم نشم برام بسه.من عاشق تلاش کردنم. شبايی که خسته از سر کار بر می گردم راحت تر می خوابم...خوشحالم که برای روح خودم يه کاری کردم....نمی خوام راکد بمونم. نمی خوام به چيزی که هست اکتفا کنم...می خوام از دايره ی تنگ افکار شماها بزنم بيرون. می خوام شماها رو رها کنم تا هر وقت دلتون می خواد برام قصه بسازين و نچ نچ کنين... کار شما همينه: قصه گفتن!

اما اگه يه درصد هم من پيش خدا يه جايی داشتم شما ها جواب اين حرفا رو چه جوری می دين؟

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلو

خيلي سعي مي كنم فكر كنم حق با توئه اما بوي تعفن از صفحه هاي وبلاگت هم پخش مي شه. متاسفم...

یک دوست

سلام .مهم نیست من کی‌ام . اما مهمه که بعد از این همه سال می بینم به آزادی رسیدین . هرچند خیلی دیر بود از نظر من،اما خوبه . خیلی خوبه . این وسط کلی آواز نخونده هست که باید نت‌ها شو کسی بنویسه . بنویسین . کلی لحظه هست که باید زیسته بشه . زمان ایستاده تا به قول پاز ما رو در خود زندگی کنه . موفق باشین.

...

تو كه خودت را يك دوست مي داني گوش كن. من امثال تو را خوب مي شناسم. كسي مثل تو زندگي خواهرم را نابود كرد. آدمهايي كه مي نشينند و براي خودزني ديگران هورا مي كشند و نمي گذارند آدمها حتي در تنهايي به گذشته خودشان فكر كنند. تو نه نعيمه را مي شناسي و نه شوهرش را. اما سارا و ديگرانخوب مي شناسند. هر چند كه با طرز حرف زدن نيلو موافق نيستم اما فكر مي كنم همه ما گاهي محتاج كشيده ايم تا خوابي كه گمان مي كنيم خوش است از سرمان بپرد و اطرافمان را خوب ببينيم. نعيمه همين حالا هم از تمام دوستانش برتر فهميده تر و مومن تر است. وبلاگ شوهرش را هم اگر بخواني مي بيني كه هنوز به تمام آدمها انرژي عشق و بخشش مي دهد. خود نعيمه هم مي داند كه شوهرش به هيچ كس شبيه نبود و همين نعيمه را بيشتر آزار مي داد. امثال تو عقده هايشان را به كساني مثل نعيمه كه جسارت بيشتر از اندازه دارند تزريق مي كنند و آنها را از زندگيشان مي اندازند و بعد همانها هم تركشان مي كنند.

...

اما آدمهايي مثل نعيمه هم سه گروهند: يا تا آخر راهشان را بي توجه به ديگران مي روند و تجربه و اين همه زندگينامه ديگران نشان مي دهد كه اين راه به انزوا خودكشي يا دست بالايش يك زندگي نباتي بي عشق مي انجامد(مثل سيلويا پلات فروغ يا ) كه نعيمه اهلش نيست. يا آنقدر در اين وضعيت مي مانند كه دستي از غيب برون آيد و كاري بكند! كه اين هم با روحيه ي فهميده و سابقه پر از ايمان نعيمه سازگار نيست.

...

يا بعد از مدتي پي مي برند كه همان عشق حقيقي لايق عاشقي بوده و خودشان را زير پا مي گذارند و پيه همه چيز را به تنشان مي مالند و برمي گردند و اگر معشوقشان لايق باشد به روي آنها نمي آورد و زندگيشان به كوري چشم امثال تو از عسل هم شيرينتر و خدايي تر مي شود. كه اين هم بگير و نگير دارد چون ممكن است بميرند يا ازدواج دوباره همه چيز را خراب كند. به هر حال متأسفم كه لجبازي هميشگي نعيمه و شوهرش نمي گذارد اين شر را از زندگيشان دور كنند.اشكال هردوشان اين بود كه بيش از حد به پاي هم مي پيچيدند و همين از هم سيرشان كرد و البته ناشكري هم كردند. چون همه ما به عشق و زندگيشان حسادت مي كرديم. اميدوارم خوبي و انرژي ماه شعبان شر ابليسهايي مثل تو را از سر نعيمه و شوهرش كم كند. من كه نشستهام تا روزي دوباره كنار هم ببينمشان. آن وقت قيافه امثال تو ديدنيست.

محمد سادات اخوي

هنوز هم منتظرم....

نعیمه

دوستان عزیز این طرفی و آن طرفی می‌شه لطفا دست از سر کفر و ایمان و هدایت و ضلال من بردارید. اجازه بدین من با همه‌ی دین و بی دینی‌ام خودم باشم. در ضمن به برگشت و بارقه‌های هدایت من امید نبندید. پلیز!!!

نیلو

خانم پلیز! عقده ی انگلیسی حرف زدن! استاد ادبیات فارسی! فکر کردی کی هستی ؟ انقدرها هم مهم نیستی. محور عالم بشریت! بی خیال....

روزگار انتقام گير

مي خواهم به همه حضرات دوستان و دوشمننان بگويم اين دنيا دار مكافات است ۰۰۰ همه شما كه جمع شده ايد و به به و اه اه راه انداخته ايد نمي دانم چقدر اين زوج سادات اخوي و نعيمه را مي شناختيد يا مي شناسيد اما جدايي اين دو نفر اتفاقي بود كه هر لحظه همه اطرافيانشان انتظار مي كشيدند و مي دانستند كه اين اتفاق به زودي رخ مي دهد نام را گذاشتم روزگار انتقام گير كه همه بدانند خود نعيمه بارها در جدايي افراد زيادي دست داشت در همين صفحه هنوز رد پاي اين دوستان عزيز و قديمي را ميتوانيد ببينيد۰۰۰

روزگار انتقام گير

نعيمه خانم اسمهايی را که می نويسم تو وشوهرت روزی در زندگی همه آنها دخالت کردی و حالا باید مکافات پس بدهی سارا - مونا - مهدی - رعنا - - هاجر و ۰۰۰