آن کسی که تو فکر می‌کنی بچه است خیلی وقت است بزرگ شده

 

بعضی‌ها بزرگ نمی‌شوند؛نه از آن جور بزرگ نشدن‌هایی که صداقت بچگی و طراوت نوجوانی را در وجودشان نگه دارد؛ بزرگ نمی‌شوند چون کودک لج‌بازی در ‌آن‌ها هست که جز پا کوبیدن کاری بلد نیست.

از این ‌آدم بزرگ‌ها زیاد دیده‌ام؛ آن‌‌هایی که با جوان‌تر از خودشان شوخی‌های بی‌ربط می‌کنند و خودشان ظرفیت رفتار مشابه را ندارند‌؛

آدم بزرگ‌هایی که ادای جوان‌ترها را در می‌آورند و در حالی که در هال روزنامه می‌خوانند،گوش‌شان توی اتاق بغلی است که حرف ها را برای روز مبادا ثبت و ضبط کنند؛

آدم بزرگ‌هایی که به خودشان اجازه می‌دهند به توجیه بزرگ‌تری، هرچه دل‌شان می‌خواهد بگویند و توقع ادب اضافه‌ی متقابل هم دارند؛

آدم‌بزرگ‌هایی که فکر می‌کنند کوچک‌ترها همیشه کوچک می‌مانند و با آن‌ها مثل ۵ سالگی‌شان رفتار می‌کنند( غافل از این‌که آن بچه‌ی ۵ ساله حالا یک زن یا مرد بالغ و مستقل است) و...

این آدم‌بزرگ‌ها فقط یک چیز را یادشان می‌رود؛ این‌که خیلی چیزها هست که آن بچه‌های کوچک می‌دانند و به حرمت همان بزرگ‌تری رازش را حفظ کرده‌اند و وای از روزی که پرده‌ها بیفتد... بهتر است هر کسی خودش حرمت خودش را نگه دارد.

/ 0 نظر / 9 بازدید