← صفحه بعد صفحه قبل →
موضوع انشا
من بودم
كه در سطر نا نوشته ي اول
به پايان رسيد
حرفي نيست
نقلي نيست
تنها همان اينه كافي است
تا بگويد
تصوير من چقدر شكسته است
و خاكستر
چگونه بر ابرو هايم نسشته .
نوك مدادم مي شكند
وقتي كه انشا مي نويسم
درست در زماني كه
به نام خودم ميرسم
وياد دختركي مي افتم
كه روي ديوارهاي كوچه
خط مي كشيد.
چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸۱ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: