← صفحه بعد صفحه قبل →

   حالم از اين برنامه ي جزر و مد به هم مي خوره. ديشب ديدم مجري پر مدعاش نيست , نفهميدم چرا ؛ اما خوشحال شدم.

   اين آدم هاي احمق دارن حماقت خودشونو رواج مي دن.  دارن تبليغ مي كنن كه همه مثل خودشون احمق باشن. ياد مي دن كه تو شرع مقدسي كه براي جنس زن ارزشي قائل نيست , و هم سرتو خم كني و با وعده ي بهشت و رضايت خدا همه ي هستي خودتو تباه كني. اين كه اگه مي خواي خدا و فرشته ها برات درود بفرستن مهريه تو ببخشي... به چند تا سكه راضي باشي و در عوض اسم يه زن قانع و پارسا رو يدك بكشي. اين كه سال ها تو خونه هايي كه كابينت هاشو مستاجرهاي قبلي به گند كشيدن و سوسك هاي ريز لا به لاي بشقابات راه مي رن زندگي كني و تو اسبا ب كشي هاي متعدد همه ي جهيزيه ت داغون بشه , بري سر كار و همه ي در امد ناچيزت رو خرج كني و گوشت بخري و مرغ بخري و كادو بخري براي دوستاي مشترك و مهموني بدي , هممه ي  چندر غازت رو بري گرون ترين فروشگا ها كادوي سالگرد ازدواج بخري , دستبند گرون قيمتي رو كه مامانت  به مناسبت 18 سالگي بهت داده بود بفروشي سور و سات كادوي عروسي و كت و شلوار بخري و همه ي خرده ريز هاتو , آره همون فلز بي ارزش كه اتفاقا بيشترش مال دوره ي دختريت بوده به باد بدي و وقتي مامانت مي گه اون عقرب ايتاليايي رو بيار بده به خواهرت مال برج اونه از زير بحث  در بري .

   اين عادتو از بچگي هات داشتي. هميشه به فكر جيب بابا و كوچكتر ها و جز يه بار كه تو نوجووني حس خبر نگاري كشته بودت و دلت يه دوربين عكاسي چيني مي خواست , هرگز پاتو تو يه كفش نكردي كه چيزي لازم داري. هرچي خريدن گفتي مرسي.

   بعد كارت به اينجا مي رسه. همه ي ارزش هاي عاشقانه ت دو ميليون و پانصد هزار تومنه  و بهاي زندگي مشرك هفت ساله ت يه حلقه ي گم شده  س و بايد بري هر جا كه گفتن و نديده بگي قول نامه كنن خونه رو و حتي قول نامه هم به اسم خودت نباشه.

   تلويزيون حالا تبليغ حماقت مي كنه. كه آدما مثل تو گند بزنن به زندگي شون و نتونن  تا الان كه بيستم مهره براي عزيزترين دوستشون كه اول مهر به دنيا اومده هديه بخرن و مثل يه ديشبي برن خونه ي يه دوست افطاري كه از پارسال تا حالا ده بار شام و ناهار مهمونش بودن و بين جمعي كه هر كدوم يه چيزي دستشون بوده سكه ي يه پول بشن و تولد  بچه ي اون يكي رو زير سيبيلي در كنن و فارغ التحصيلي شو به روي خودشون نيارن و موقع حساب كردن صورت حساب تو رستوران دستشون بلرزه و هي مهمون ديگران بشن و شب تا صبح خواب هزار تومني بينن.

    يه دوست از امريكا ميل زده كه همه ش به پول فكر مي كنه و حتي حاضره به خاطر پول شخصيتشو عوض كنه. راس مي گه. اما تلويزيون حق نداره راه هاي احمقانه پيش پاي مردم بذاره. حق نداره به آدما ياد بده خود فروشي كنن اونم به ارزون ترين قيمت. حق نداره اسم اين خودفروشي رو بذاره معامله با خداو اجر اخروي... چون اگه قرار بود اجري داشته باشه  تو الان مجبور نبودي منتظر بشيني كه ديگران در موردت تصميم بگيرن و خودشون عملي كنن  و تو بازم هيچ چي نباشي.... نه  يه خاشاك كه خودتو ببندي بهش و نه احترام. كسي بهت نگفت دستت درد نكنه. خدا به بدترين شكل نابودت كرد. اطرافيانت همين طور. پدرت گفته نمي شه بهت اعتماد كرد و پولي داد دستت. تو از دار دنيا همين ماشينو داري كه ببرتت ورامين درس بدي و باهاش مسافر سوار كني... از همه ي عزت نفس دنيا همين مونده برات كه بياي و توي يه جايي مثل وبلاگ و به خودت بريني و آبرو ريزي كني... آره ديگه . اينه نتيجه ي برنامه ي جزر و مد. اينه نتيجه ازدواج اسلامي. اينه معني اجر و پاداش اخروي . اينه معني درود خدا و فرشته هاش. اينه نتيجه ي اون شعار ها و حديث ها كه دادي خوش نويسي كردن , زدي به ديوار اتاق عقد. اينه معني گذشت ... فداكاري ... خدايا واگذار كنم به تو كه همه ي اينا رو به خاطر تو كردم؟ توي اوج آرمان گرايي و پاكي م؟ زماني كه  همه ي سرمايه م دلم بود؟

    اينا تقصير هيچ كس نيست جز خودم . كسي حق منو نخورده. خودمم كه حق خودمو خوردم و اصلا از اول حقي براي خودم قائل نبودم... بايد به خودم فحش بدم... و به برنامه ي جزر و مد كه تبليغ حماقت مي كنه.

    آره ... شماها که بهونه ی خوبی دستتون اومده برای سرزنش من... من يکی از همون دختر چادری های فسقلی بودم که حس می کرد داره بزرگترين کار دنيا رو می کنه. اما اينو از من بشنوين که پول همه چيزو تعيين می کنه. کی می گه نمی کنه؟ بقيه ی حرفا همه کشکه.

 

 

    

   

  

چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٤ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: