← صفحه بعد صفحه قبل →


آمدم يگويم خوبم چون تو هستی.
آمدم بگويم تا تو هستی من خوبم.
امدم بگويم تو کافی هستی. تو می توانی همه جاهای خالی را پر کنی . دوست قحط نيست . تو بلدی دوست باشی. بلدی از دوستت حمايت کتی. بلدی آرامش کنی . بلدی آن چيزی باشی که من هميشه می خواستم.
آمدم بگويم تا تو هستی همه چيز هست . من می توانم به خاطر تو تحمل کنم وخوشحال باشم .
آمدم از ديروز بگويم که پر از رنگ زرشکی ژاکتت بود و تمام حس های مرده مرا زنده کرد . از ديروز که باز آن پرده باز شد و تصوير تو توی گوی بلورين خيال من افتاد . و فردا پر بود از تو و من که داشتيم همه زندگی را تجربه می کرديم ... من حالم عوض شد... خوب شدم... تمام بدی ها از يادم رفت و يادم آمد که هيچ توقعی ندارم جز اين که تو باشی و خوب باشی...


من خوبم !


بيشترين عشق جهان را به سوی تو می آورم
از معبر فريادها و حماسه ها
چرا که هيچ چيز در کنار من
از تو عظيم تر نبوده است
که قلبت
چون پروانه ای
ظريف و کوچک و عاشق است...
پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٢ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: