← صفحه بعد صفحه قبل →

کسی از شلوار خیس

پاهای خیس

چشم های خیس

خاطره ندارد؟

کسی یادش می‌آید روزی، جایی، کسی

هر بار شلوار می‌پوشد با پاهای خیس

مواظب باشد تنش به جایی نخورد

و اشک را ببیند بر تن خشک دیوار؟

غسل می‌کنم

به نیت آخرین حمام در بین دیوارهای تنگ

و پاهایم را تا قوزک خشک می‌کنم.

 

یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: شعر