← صفحه بعد صفحه قبل →
سي سالگي ات را جشن مي گيرم
تنها
به قدر سي سال تنها
و بغضم را
پشت اشك شمع ها
پنهان مي كنم
لبم را مي گزم
مبادا بلرزد
و نفس مي كشم
بي آنكه بر آيد.

سي سالگي ات را جشن مي گيرم
تنها
و فوت مي كنم به خودم
به تو
و به اشكي كه روي انگشتت خشكيده
و فكر مي كنم كه چقدر قند
براي تلخي من كافي است
و پشت مي كنم به تو
تا نبيني
چقدر خسته
و شكسته و دلبسته ام

سي سالگي ات را جشن مي گيرم
تنها
بدون تو
بدون خودم
كه هيچ صدايي
سكوت ما را نشكست
و دعوتمان را پس دادند
و دستي بر درمان نكوبيد

سي سالگي ات را
جشن مي گيرم
تنها
تنها
تنها
و فكر مي كنم كه سي سال
براي تنها ماندنكافي است
و نمي دانم
من به سي سال اندوهم فوت كنم
يا تو به سي شمع جواني ات ...
جمعه ٧ شهریور ۱۳۸٢ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: