← صفحه بعد صفحه قبل →

درست مثل یک دختر دبیرستانی متاثر از «چخوف در زندگی من» نوشته ی لیدیا آویلوف شده ام. اصلا خواندن این کتاب برای من هیجان مضاعفی داشت. یک ماه و نیم پیش نمایش مرغ دریایی چخوف را به کارگردانی دکتر خاکی دیده بودم و ذهنم کلی درگیر شده بود. آن روزها البته درگیر شکل نمایش نامه نویسی اش بودم، اما این کتاب مرا برد به پشت صحنه نمایش مرغ دریایی، به نقطه های پنهان زندگی چخوف و عشقش و البته خویشتنداری اش در عشق به لیدیا و شکل نوشتن داستان های کوتاهش...پول در آوردن و شکست خوردن و فقر و بیماری اش.

مثل یک دختر دبیرستانی، این عشق متاثرم می کند...

اگر از برخی اشکالات ویرایشی کتاب بگذرید، داستان کوتاه خوبی است. شاید شما هم مثل من با خودتان بگویید: عجب! پس چخوف وقتی مرغ دریایی را می نوشته دچار این حالت ها بوده در زندگی اش...؟

پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: