← صفحه بعد صفحه قبل →

حس پنهان گویا دومین تجربه سینمایی سازنده اش( مصطفا رزاق کریمی) است، قطعا فیلم بی‌نقصی نیست، شاید حتا با فیلم های خوب کارگردانان مطرح سینمای ایران قابل مقایسه نباشد، اما به چندین دلیل فیلم خیلی خوبی از کار در آمده و با این که موضوعش بکر نیست، اما نگاه کارگردان به ماجرا با بقیه تفاوت دارد. یک زندگی به بن بست رسیده که هر دو طرف دلایلی برای جدایی عاطفی شان دارند و مردی که دنبال جایگزینی برای احساس از دست رفته اش می گردد. زنی که خودش را وقف حرفه اش کرده( حقی که معمولا جامعه ی ایرانی برای زنان قائل نیست)، دختر جوانی که کمبودهای عاطفی دارد و برادری که درگیر فشارهای سنگین روحی است. طبیعی است که مرد به دختر جوان متمایل شود، به سرعت بخواهد خودش را ار زندگی کسالت بار زناشویی اش خارج کند. ماجرای زنی که به دست و پا می افتد و دختری که جا پای هزار دختر دیگری می گذارد که ناخواسته یک زندگی را نابود می کنند.

این موضوع تازگی ندارد، اما تمام جذابیت حس پنهان در این است که با وجود تمام مشکلات، خلاها و کمبودهای مرد، کارگردان به او حق نمی دهد و کاری هم نمی کند که مخاطب به او حق بدهد. مرد حق ندارد زندگی زناشویی اش را این طور نابود کند و دختر جوان حق ندارد پا به زندگی زناشویی زن دیگری بگذارد. تاوان اشتباه ان ها هم نابود شدن برادر( بهرام ) است.

در این سال ها فیلم های زیادی ساخته شده اند که به نوعی مساله خیانت را در زندگی زناشویی مطرح کرده اند، اما سنت این فیلم ها به خصوص از نوع هالیوودی اش معمولا این بوده که مخاطب را در برزخی از حق ها و ناحق ها رها کند و نوعی مجوز ضمنی به روابط موازی و پنهان بدهد، اما حس پنهان چنین انگیزه‌ای را در مخاطب برنمی انگیزد.قطعا آدم ها دچار بحران های غیرقابل درکی می شوند، اما بد نیست گاهی تاوان به این شکل خشن مطرح شود. این چیزی است که جامعه ما به آن نیاز دارد.

پ.ن: من عاشق بازی حامد بهداد در این فیلم هم هستم و دلم خیلی برایش می سوزد. او مظلوم ترین آدم این فیلم است.

این دیالوگش را هم خیلی دوست داشتم:

بهرام: تا حالا کسی رو دوست داشتی؟

- ما درباره موضوع تو صحبت می کنیم.

- اگه دوسش داری اذیتش نکن...فقط خوب نگاش کن.

چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: نقد