← صفحه بعد صفحه قبل →
نه خوب نه بد . همه چيز از حركت ايستاده . هوا كه راكد شود من ياد گذشته ها مي افتم .داغ مي شوم . آنقدر كه دلم مي خواهد همه چيز را از اول شروع كنم . اگر مي دانستي چقدر دلم پر است … از تو كه فكر كرده اي با چند جمله سرو ته همه چيز هم مي آيد .آشتي آشتي آشتي .حالا دور و برت شلوغ است .آدمهاي جديدي كه مدام از تو تعريف مي كنند ..حالا حتي حس مي كني خدا هم مال خودت است … اين را از نفس هاي بلندي كه از سر رضايت مي كشي ،فهميده ام .مهم نيست . باز اين منم كه خودم را به رشته هاي رابطه بسته ام … به رشته هاي پوسيده … كه انگار فقط براي من معنا دارند …چراغهاي رابطه تاريكند … چراغهاي رابطه تاريكند .. كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد …
دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٢ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: