← صفحه بعد صفحه قبل →


۱- من هم بالاخره سنتوری را به شکل غیر قانونی دیدم.جدا از اینکه امیدوارم لو رفتن فیلم کار خود مهرجویی و یارانش باشد، واقعا فکر می کنم فیلم اصلا در ظرفیت دولتمردان ما نیست.مگر اینکه انقلابی رخ بدهد که فیلم مجوز اکران بگیرد! چاره ای نیست از این که زوال و نابودی سنتوری را زوال و نابودی خودت، جامعه ات و مردمانت بدانی و بر این سرنوشت تلخ گریه کنی. من اگر جای مهرجویی بودم که فصل آخر را اصلا آن جوری تمام نمی کردم.به نظرم امید به رستگاری در این احوال واقعا آرزویی محال است. (اما رادان واقعا خوب در نقشش ظاهر شده؛ به نظر من که بهترین بازی اش است. )

 

۲-  با این که هیچ دورنمای روشنی در سال آینده نمی بینم، بی صبرانه منتظرم این ماه اسفند هم تمام شود. فکر می کنم دلم فقط می خواهد که این سال پر از اشک تمام شود. راستش من امسال به اندازه ی تمام سال های عمرم گریه کرده ام!

( کلی هم با سنتوری گریه کردم!)

جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: