← صفحه بعد صفحه قبل →

دو چیز خوانندگان وبلاگ مرا(دست کم بعضی هایشان را ) رنج می دهد؛ زن بودن من و اعتقادات شخصی مذهبی ام.

البته اینها هیچ کدام موضوعاتی نیستند که به خاطرشان لازم باشد جوابی به کسی بدهم و اصولا قرار نیست کسی برای خوشامد دیگران کاری بکند، خصوصا که آن کار نوشتن باشد. همه قدرت انتخاب دارند و می توانند مثلا این نوشته ها را نخوانند. من، نعیمه دوستدار، فکر می کنم تکنیک کار نوشتن را بلدم و دست کم اینکه غلط فاحشی ندارم. در مورد محتوا هم خودم تصمیم می گیرم. در مورد زن بودن خودم، ظلمی که گاهی به شکل مدرن به جنس من می شود و ممکن است خیلی هم با دغدغه های زنان محروم تر جامعه ام هم شکل نباشد با صراحت و تند و تیز حرف می زنم و البته ضعف های خودم و هم جنسانم را در میزان ظلم پذیری شان در نظر می گیرم و به آن انتقاد دارم. در عین حال معتقدم بستر جامعه و تربیت غلط مردسالار این جور زن‌هایی را تحویل داده و به آن هم حمله می کنم. اگر مردی هست که احساس می کند به او ظلم می شود، می تواند جنبشی راه بیندازد مثلا به اسم مسکیولینیست و در آن به نابرابری ها اعتراض کند.

در مورد اعتقادات دینی ام هم معتقدم شکل، درجه و میزانش به اندازه‌ی دلخواه خودم است و مسلما هر کس مرا بشناسد می داند که هرگز برای حل معضلات فردی و اجتماعی معتقد به پختن آش نذری نبوده ام و نیستم؛ در حالی که عمیقا به شخصیت های والای انسانی عشق می ورزم و فرقی هم نمی کند که مسیح باشد یا امام حسین(ع). این هم منافاتی با فمنیست بودن، آدم بودن و هیچ چیزی ندارد!

از بعضی از خوانندگان هم می خواهم که لطفا مطالبم را کامل بخوانند چون گاهی اظهار نظرهایشان دقیقا خلاف نوشته ی من  است و این بیش از هز چیز به خنده ام می اندازد!

ضمنا این عکس هم عکس خودم است!

تمت!

چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: