← صفحه بعد صفحه قبل →

... اینه که فاصله ها رو نمی شه با گریه پر کرد!

.................................................................................................................................

.................................................................................................................................

( سه نقطه و پرانتز کلمه‌های گویایی هستند. فکر نمی‌کنم لازم باشه چیز دیگه ای بگم.تازه... الان از سه نقطه هم بیشتر شد!)

دارم به این فکر می‌کنم که تا کی باید عکس شماها را به در و دیوار خانه‌ام بچسبانم و اسم‌تا‌ن را به دلم...؟

یکی از عکس‌ها را از روی یخچال برداشتم. به نظرم احمقانه است هر روز تصویر تو را ببینم که به قول فیلم مارمولک «اصلا به من فکر نمی کنی!» عکست را گذاشتم لای یک کتاب. ممکن است چند وقت دیگر یادم نیاید کدام کتاب.

عکس تو را هم بر می دارم از دیوار اتاق خوابم تا هر شب به این فکر نکنم که به کدام جرم محکومم کرده‌ای...می‌خواهم عکس‌های تازه‌ای به دیوار خانه‌ام بزنم؛ عکس‌های خودم و آدم‌هایی را که تمام این سال‌ها بوده‌اند و من یادم نبوده.

چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: