← صفحه بعد صفحه قبل →

در ستايش دوستي

پارسال همین روزها که در اضطراب پیدا کردن خانه بودم و غرق در دنیای آگهی‌های  همشهری و آگهی‌های وام با بهره و مثل همیشه‌ی زندگی‌ام  ترسان و لرزان٬آذر اسدی  پول‌هایش را که یک میلیون تومان بود٬از حساب‌های بانکی اش در سراسر ایران(مثلا کرمان و حومه!) برداشت کرد و همه را به من داد و من توانستم بر اضطراب بی‌خانگی‌‌ام غلبه کنم. این در حالی بود که خیلی‌ها در کنار من بودند که می‌توانستند خیلی بیشتر و راحت‌تر به من کمک کنند و نکردند... .

هرگز این حرکت آذر را از یاد نمی‌برم را...

این را که یک روز روی کاغذ برایم نوشت:i love u without if and but

این را که یک روز برایم اس ام اس زد: دوستت دارم نعیمه... بیشتر از همه ی دوستام!

این را که گاهی با هم می‌نشینیم توی ماشین و آهنگ «دوستت دارم خیلی زیاد» را گوش می‌دهیم و با هم می‌رویم کفش می‌خریم و چیپس و پنیر می‌خوریم.

مامان اسدی! دوستت دارم!

پنجشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: