← صفحه بعد صفحه قبل →

 :sent to Azar

inja kheyli bade maman

سارا است اسم دختره. داد می زند سر مادرش. دفترچه اش را پرت می کند کف راهرو.اتاق روانپزشکی ۱ پر است. چند نفر با هم رفته اند تو. دخترکی را با خودشان برده اند که موهای سرش را پیچیده بود دور انگشتش و می کشید.سارا حوصله ندارد. داد می زند سر مادرش؛‌اما ناراحت نیست ؛چون زیر لبی می خندد.

اتاق روانپزشکی ۲:

حالت چه طوره؟

- خوب نیستم.

چه جوری هستی؟

-نمی تونم بخوابم. زود از خواب می پرم.صبح ها...خصوصا صبح ها حالم بده...خیلی.

هیچ وقتی هست که حس کنی خوبی...خوشحالی... بدون دلیل...انرژی داشته باشی مثلا؟

-گاهی...اگه برم مهمونی...یا تو جمع باشم...خونه حالمو به هم می زنه...

فکر خودکشی؟

-می کنم.

..................

..................

من فکر می کنم باید دارو بنویسم برات.

-نمی خوام وابسته شم به دارو.

این یه فرصته برات .چرا از خودت دریغ کنی؟

-...

حالت خوب نیست. خلقت خوب نیست. باید کمک کنی به خودت. تنهایی؟

  سارا برگه گرفته برای بستری. به مادرش می گوید نه. مادر می گوید: یعنی بستری نمی‌شی؟ می گوید: می شوم.اما نه تو این اتاق. تو اون یکی.اتاق روانپزشکی ۲ را نشان می‌دهد.

 :sent to Azar

inja kheyli bade maman.halam bade maman. maman bia mano bebar az inja.pas chera khorshid  hale mano khob nemikone?maman hale man badtare ya hale sara...mamaaan 

چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٥ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: