← صفحه بعد صفحه قبل →

   (ناريه يا زهرا بخواند که در ادامه پاسخ او را خواهم داد...)

 

     ...وسط شلوغي ها ياد "ديوانه وار " افتادم ؛ درست در حالتي كه نمي دانستم كجاست, اصلا هست يا نه... توي جلد امضاي آبان و آذر 82 را دارد: هفت حوض نارمك , با شادي . براي دومين بار خريدمش. بعد هي زير جمله هاپش خط كشيدم و دادمش به كسي كه مي خواستم اآن ها رابخواند. شادي هم خريدش و هي حالمان بد شد. كتاب خودم را دادم به او و هرگز فكر نمي كردم دوباره به دست خودم برگردد. امروز پيدایش كردم. زير جمله ها خط كشيده بودم:" خوشبختي بك نت موسيقي مجزا و منفك نيست؛ شادي دو نت موسيقي است كه به سوي هم پر مي كشند.بدبختي زماني است كه صداي ناهنجاري به گوش مي رسد , چون نت شما با نت طرف مقابل هماهنگ نيست. بدترين نوع جدايي بين ادم ها همين است .چيز ديگري نيست؛ تفاوت ضرباهنگ آن ها. " و بعد د رحالي كه«روح سرگرداني »بودم؛  به شباهت " شيريني پزي و عشق" فكر مي كردم:مساله ي مهم تازگي آن هاست و موادي كه در آنها مي ريزي .حتي تلخ ترين مواد خوشمزه مي شوند."ديوانه بودم: :هرچه بسشتر دوستتان بدارند, بيشتر دوستتان خواهند داشت؛ مساله نقطه ي آغاز ماجراست ؛ساله اين است كه اولين بار كسي دوست تان داشته ياشد .لازمه اش اين است كه به اين نكته فكر نكنيد , دنبالش نباشيد, خواهانش نباشيد . اگر زني ديوانه باشد , به ديوانگي بسنده كند , موقع خنديدن گريه كند , موقع گريه كردن بخندد , مردها بالاخره جلب مي شوند . شور و حال ديوانگي آن ها را به سوي خود مي كشد و زني كه حتي به فكر مورد پسند قرار گرفتن نيست , دل از همه مي برد. بعد بازي تمام است...."

و " مردم حرف هاي احمقانه ي زيادي مي زنند تا از رفتن آدم جلوگيري كنند و عجيب تر اين كه آدم حرف هاي احمقانه شان را باور مي كند :عزيرم , نازنينم, تو بهتريني؛ تو قشنگ تريني؛ وجودت لازم است...چه حرف ها!"

" از همين جا صدايشان را مي شنوم:دخترك كثافت, بي مسووليت, بي فكر , دمدمي مزاج. آن ها كلمه ي صحيح را پيدا نمي كنند؛ چون اين كلمه جزو لغات آن ها نيست, چون در زندگي شان هم وجود ندارد: آزاد." و بعد احساس اين كه :" ..و بعد بر مي گردم؛ يعد از آن كه از حق اوليه ي هر انساني كه روی زمين زندگي مي كند بهره برده ام: حق اين كه ناپديد شود و درباره ي ناپديد شدنش به كسي حساب پس ندهد."

   و من ربه كا بودم...پيراهنم را در آوردم....ديوانه وار ....

و اين نوشته ادامه دارد!

پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط نعیمه دوستدار نظرات ()
تگ ها: